درس دهم: اندام های حركتی

درس در یك نگاه:

در این درس دانش آموزان ، ماهیچه ها را به عنوان عامل اصلی حركت در بدن، می شناسند و می آموزند كه ماهیچه ها برای حركت آسان تر و تندتر باید به استخوان متصل باشند، آنان با انواع ماهیچه ها و مفصل ها، نقش آن ها در حركت و نیز آسیب های مهم استخوان و ماهیچه آشنا می شوند و به اهمیت صحیح نشستن و راه رفتن در حفظ سلامت اندام های حركتی پی می برند.

آن چه دانش آموزان در مورد «اندام های حركتی» می دانند:

سال اول و دوم: ـ

سال سوم: مهره داران در بدن خود اسكلتی از جنس استخوان دارند؛ قسمت اصلی اسكلت، ستون مهره است و انسان نیز در گروه مهره داران است.

هدف ها: انتظار می رود در فرآیند آموزش این درس هر دانش آموز به هدف های زیر برسد:

مهارت ها ، دانستنی ها

1- از طریق مشاهده و گفت وگو با اندام های حركتی و نقش ماهیچه ها و استخوان ها آشنا شود.

2- با ساخت مدل به اهمیت وجود اسكلت در بدن انسان پی ببرند.

3- با ابزار ساده مدلی از ستون مهره های انسان را بسازد و طرز كار آن راتوضیح دهد.

4- با انجام آزمایشی با نقش مفصل در حركت استخوان ها آشنا شود.

5- از طریق گفت و گو و مطالعه در باره ی آسیب های استخوان و علل به وجود آمدن آن ها ، اطلاعات جمع آوری كند.

نگرش ها

1- به مطالعه و گفت و گو در باره ی نقش اندام های حركتی خود علاقه مند شود.

2- در هنگام نشستن به وضعیت ستون مهره های خود توجه كند.

3- در مراقبت از اندام های حركتی خود كوشا شود.

دانستنی های برای معلم   

      ماهیچه: تقریباً تمام جانوران ماهیچه دارند. آنچه به عنوان گوشت در بدن یك جانور وجود دارد، ماهیچه است. البته در قصابی ها، ماهیچه را فقط قسمت معینی از گوشت گوسفند یا گاو به شمار می آورند. اما در اصطلاح علمی چنین نیست و همه ی قسمت های قرمز رنگ و گوشتی بدن ، ماهیچه است. رنگ ماهیچه ها در جانوران مختلف كمی فرق می كند. مثلاً در گاور و گوسفند قرمز، اما در مرغ و ماهی سفید است. علت این وضع وجود تركیبی خاص به نام میوگلوبین در ماهیچه های قرمز است.

        شكل ماهیچه ها، بسته به این كه چه كاری در بدن برعهده ی آن ها باشد و در كجای بدن قرار گرفته باشند، فرق می كند. مثلاً در بازو و ساق پا، ماهیچه ها دوكی شكل است. ماهیچه های شانه و پشت پهن اند و ماهیچه های واقع در اطراف چشم ها و لب ها حلقوی است.

        ماهیچه ها فقط می توانند در یك جهت حركت كنند و به اصطلاح منقبض شوند. برای برگشتن آن ها به حالت اولیه، باید ماهیچه مخالفی وجود داشته باشد. مثلاً ماهیچه جلوی بازو، فقط ساعد را بالا می برد. برگردان آن به جای اول بر عهده ی ماهیچه دیگری است كه در پشت بازو قرار دارد.

     ماهیچه ها از طریق انقباض (كوتاه تر شدن) عمل می كنند. ماهیچه ، نمی تواند خود را بكشد اما ممكن است بر اثر عمل ماهیچه های دیگر كشیده شود هنگامی كه ماهیچه ها از دستگاه عصبی پیام های عصبی دریافت كنند، منقبض می شوند. آن ها مقدار زیادی انرژی دارند كه از غذا تامین می شود.

          انسان ها سه نوع ماهیچه دارند:

- نوع اول به استخوان ها چسبیده است و برای حركت دادن به كار می رود. این نوع ماهیچه تنها هنگامی كه اراده كنید عمل می كند، به همین دلیل آن را ماهیچه های ارادی نامیده اند. هنگامی كه بخواهید حركت كنید این نوع ماهیچه اسكلت را می كشد و آن را از محل مفصل ها خم می كند.

- نوع دوم ماهیچه ممكن است بدون آن كه متوجه باشید منقبض شود و به همین دلیل آن را ماهیچه ی غیرارادی نامیده اند. یك نمونه ی آن ماهیچه ی دور مری است كه غذا را در طول مری پیش می برد.

- نوع سوم ماهیچه، كه در قلب وجود دارد، ماهیچه ی قلبی نامیده می شود و می تواند سال ها، بدون خستگی یكسره كار كند.

        استخوان: استخوان ها بافت زنده اند، به همین دلیل بعد از شكسته شدن ترمیم می شوند و دوباره رشد می كنند. استخوان به سختی برخی از انواع فوالد است اما وزنش فقط یك پنجم آن است. استخوان اسكلت محكم و سبكی می سازند كه قسمت های نرم بدن به آن متصل است. استخوان از پروتئین محكمی به نام كلاژن و بلورهای معدنی سفت و بسیار ریزی كه حاوی كلسیم و فسفرند، ساخته شده اند. چنین تركیبی باعث استحكام استخوان می شود.

         در وسط بسیاری از استخوان ها بافت نرمی به نام مغز استخوان وجود دارد. این بافت حاوی رگ هایی است كه غذا و اكسیژن لازم برای استخوان را تامین می كند. هم چنین مغزمغز استخوان محلی است كه دائماً گلبول های سفید و قرمز جدید در آن ساخته می شود. در قسمت سخت استخوان، سلول هایی قرار گرفته اند كه ماده ی اصلی استخوان را می سازند.

          اسكلت: اسكلت داربست سختی است كه بخش های نرم بدن جانور را نگه می دارد. بدون اسكلت، بیش تر جانوران به اشیای سست و شلی تبدیل می شدند كه هیچ شكل معنی نداشتند. اسكلت به جانوران امكان می دهد كه بدنی با شكل های بسیار متنوع و بخش های متمایز برای حركت و انجام دادن وظایف جداگانه داشته باشند. بدون اسكلت ، شنار كردن، دویدن، برداشتن چیزها و جویدن تقریباً ناممكن بود.

      مفصل ها: ماهیچه ها و مفصل ها به اسكلت امكان می دهند كه حركت های پیچیده ای انجام دهند. مفصل ها نقاطی برای خم شدن و لغزیدن هستند ، كه در آن ها ، استخوان چسبیده اند هر جا ماهیچه ای منقبض می شود، استخوان ها را نسبت به هم حركت می دهد. انواع مختلف مفصل انواع متفاوت حركت را امكان پذیر می سازد. انتهای استخوان هایی كه در محل مفصل با هم تماس دارند، معمولاً از غضروف صیقلی و لغزانی پوشیده شده است. طوری كه استخوان ها به آسانی روی هم حركت می كنند.

        شكستگی استخوان: منظور از شكستگی ، شكستن استخوان است، استخوان ها بسیار محكم اند، اما اگر ضربه  ای بخورید یا به طرز غیر طبیعی زمین بخورید، ممكن است یكی از استخوان ها بشكند. چند نوع شكستگی وجود دارد. در برخی، سطح پوست ، پاره نمی شود. در برخی دیگر ممكن است استخوان شكسته پوسته را پاره كند و از زیر پوست نمایان شود. به این گونه شكستگی ها، شكستگی مركّب می گویند.

       قسمتی از بدن كه به شكستگی مبتلا شده بسیار دردناك است و حركت دادن آن مشكل است، ممكن است پوست دچار تغییر رنگ شود و باد كند. در صورتی كه مشكوك به وجود شكستگی هستید، باید به بیمارستان مراجعه كنید. عكسی كه با پرتو ایكس گرفته می شود، میزان شكستگی را نشان می دهد. اگر شكستگی ساده باشد ممكن است نیازی به درمان نداشته باشد. اما اگر سخت باشد، پزشك لبه های دو استخوان شكسته را به هم جفت می كند و اندام را گچ می گیرد تا استخوان شكسته را به هم جفت می كند و اندام را گچ می گیرد تا استخوان را  تا زمانی كه ترمیم پیدا كند، در جای خود ثابت نگه دارد. در رفتگی هنگامی پیش می آید كه استخوان های یك مفصل از جای طبیعی خود حركت كنند. مفصل در رفته بسیار دردناك است و نمی توان آن را به اندازه ی طبیعی حركت داد.